عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
37
زبدة التواريخ ( فارسى )
اهر نزول فرمود و در آن ايام باوجودى كه هنوز اوايل خريف بود ، باد و برف و باران و صاعقه چنان به قوت شد كه سه روز بدان سبب در آن منزل توقف نمودند . بعد از آن روانه گشته در بيست و دو جمادى الاول به قراباغ در يورت « 1 » ديه عمران شادروان عزت باز كشيد . امير جهانشاه و ديگر امرا كه از راه گوگجه تنگيز « 2 » روانه گشته بودند مجموع بدان مقام رسيده هركس به محل خود فرود آمدند و امير شيخ ابراهيم از شروانات [ 1 ] « 3 » به اردوى همايون آمد و پيشكشها و تقوزات « 4 » از اسب و استر و اشتر و غلامان و جانوران و اجناس و اقمشه « 5 » پيشكش كرد و بعد از چند روز اجازت يافته به جانب ولايت خود رفت . در آن زمستان اميرزاده عمر و لشكر او در قراباغ به عيش و خرمى گذرانيدند و در آخر زمستان خبر رسيد كه حضرت صاحب قرانى - انار الله برهانه - دنياى فانى را وداع كرده به نعيم باقى پيوست .
--> [ 1 ] . ت : شروان . ( 1 ) يورت : تركى ، مسكن ، محل زندگى ، ارابهء نمدى كه با گاوهاى نر كشيده مىشدند و به راحتى برچيده مىشدند ( فرهنگ اصطلاحات ) . محل خيمه و خرگاه ( دهخدا ) . ( 2 ) گوگچه تنگيز : به معناى درياچهء نيلگون است كه درياچهئى بوده است با آب شيرين در ارمنستان ( ارمنيه ) كه شرف الدين على يزدى آن را ذكر مىكند ( ظفرنامه ج / 1 ص 414 و 415 و ج / 2 ص 378 و نيز - لسترنج - خلافت شرفى ص 197 ) . ( 3 ) شروانات : از كنار آب كر تا دربند باب الابواب ولايت شروان است ( مستوفى نزهة القلوب ص 106 ) اين ولايت در جنوب شرقى قفقاز در حوزهء علياى نهر ارس و رود كورا واقع شده است . بارتولد مىگويد شيروان در قديم قسمتى از ايالت كنونى بادكوبه را تشكيل مىداد ، تذكره ص 231 . ( 4 ) تقوزات : تحفه ، براى اينكه موسوم بوده است كه به امراء و ملوك تحايف و هدايا را به التزام تعداد نه مىدادهاند كه در نظر مغول عدد سعدى بوده است و آمد داشته ( مقالات محمد شفيع ) . ( 5 ) اقمشه : ج قماش ، جامههاى پشمينه و رختها و متاعها ، پارچهها و جامههاى از هر قبيل ( دهخدا ) .